<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ذوالفقار امیرالمومنین علی ابن ابی طالب</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 23 Jan 2014 08:18:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>سوالات پادشاه روم</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/17</link>
<description>ابن مسيب نقل كرد كه ، عمر بن خطاب مى گفت : (پناه مى برم به خدا از مشكلاتى كه ابوالحسن ، براى حل آنها نباشد). اين سخن خليفه جهاتى داشت ؛ از جمله آنها، اين بود كه روزى پادشاه روم به عمر نامه نوشت و از مسائلى پرسش نمود؛ عمر آن سؤالات را بر اصحاب عرضه داشت ، اما كسى نتوانست جواب بدهد، پس به اميرالمؤمنين عرضه داشت و حضرت فورا جواب سؤالات را دادند. نامه پادشاه روم به عمر اين چنين بود: (اين نامه اى است از پادشاه بنى الاصفر به عمر، خليفه مسلمانان ، پس از ستايش</description>
<pubDate>Thu, 23 Jan 2014 08:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title>به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/16</link>
<description>فاضل بزرگوار سيد جعفر مزارعى روايت كرده : يكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معيشت در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود . روزى از روى شكايت و فشار روحى كنار ضريح مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)عرضه مى دارد : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را به چه سبب در حرم خود گذارده ايد ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى هستم ؟! شب اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در خواب مى بيند كه آن حضرت به او مى فرمايد : اگر مى خواهى در نجف</description>
<pubDate>Mon, 04 Mar 2013 19:26:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>  کدام حدیث از امیرالمؤمنین (ع) بر سنگ قبر شرق شناس آلمانی نقش بسته  است؟</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/15</link>
<description>آنه ماری شیمل یکی از معدود مستشرقانی بود که بسیاری از وجوه تاریخ اسلام را با انصاف نگریسته است به گونه ای که برخی او را عاشق جهان تلقی می کنند. عاشقی که هزینه عشق خود به جهان اسلام را نیز پرداخته است. شیمل در هفتم آوریل ۱۹۲۲ در ارفورت آلمان در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. خواندن یک داستان عربی در کودکی جرقه ای شد که زندگی آینده او را رقم زد. در سن پانزده سالگی عاشقانه زبان عربی را آموخت در سال ۱۹۴۶ در دانشگاه ماربورگ به درجه استادی رسید، اما به خاطر اینکه</description>
<pubDate>Fri, 22 Feb 2013 09:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>ارزش واقعی انسان به چیست؟</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/14</link>
<description>علامه محمدتقی جعفری (رحمة‌ الله ‌علیه) می‌گفتند: عده‌ای از جامعه‌شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا در باره‌ی موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست؟» برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم؛ مثلاً، معیار ارزش طلا وزن و عیار آن است، معیار ارزش بنزین، مقدار و کیفیت آن است، معیار ارزش پول، پشتوانه‌ی آن است. اما معیار ارزش انسان‌ها چیست. هر کدام از جامعه‌شناسان، صحبت‌هایی داشتند و معیارهای خاصی را</description>
<pubDate>Wed, 21 Nov 2012 07:20:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title> تقسیم 17 شتر بین سه نفر  توسط حضرت علی علیه السلام  </title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/13</link>
<description>شخصی در حال مرگ بود و قبل از مرگش وصیت کرد: من 17 شتر و 3 فرزند دارم شتران مرا طوری تقسیم کنید که بزرگترین فرزندم نصف انها را و فرزند دومم یک سوم انها را و فرزند کوچکم یک نهم مجموع شتران را به ارث ببرند وقتی که بستگانش بعد از مرگ او این وصیت نامه را مطالعه کردند متحیر شدند و به یکدیگر گفتند ما چطور می توانیم این 17 شتر را به این ترتیب تقسیم کنیم؟ و بعد از فکر کردن زیاد به این نتیجه رسیدند که تنها یک مرد در عربستان می تواند به انها کمک کند بنابراین انها به</description>
<pubDate>Fri, 09 Nov 2012 08:09:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>پیامبر میفرماید:</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/11</link>
<description>پيامبر خدا صلي الله عليه وآله فرمودند: «به من سه چيز داده شده که علي هم در آنها شريک است، و به علي سه چيز داده شده که من در آنها شريک نيستم». پرسيده شد: اي پيامبر خدا ! آن سه چيز که علي‏ عليه السلام در آن با تو شريک است، چيست؟ فرمود: · بيرق حمد (ستايش)، از آنِ من است و علي ، بر دوش کشنده آن است؛ · و کوثر، از آنِ من است و علي ، ساقي آن است؛ · و بهشت، از آنِ من است و علي ، تقسيم‏ کننده آن است. و امّا آ ن سه چيز که به علي داده شده و من در آن شريک نيستم: · به</description>
<pubDate>Sun, 15 Jul 2012 11:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>عمر فریاد زد : اگر علی نبود عمر به هلاکت می رسید</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/10</link>
<description>جوانی در مدینه فریاد می زد : ای خدایی که بزرگترین داوری ! میان من و مادرم داوری کن . عمر او را دید و گفت : چرا ه مادرت نفرین می کنی ؟ جوان گفت : او نه ماه مرا در شکم خود نگه داشته است ، دو سال نیز شیر داده ، حالا که بزرگ شده ام و خوب و بد را تشخیص می دهم ، مرا از خود دور کرده و می گوید : تو فرزند من نیستی . عمر رو به زن کرد و گفت : این جوان چه می گوید ؟ زن گفت : به خدا قسم این جوان را نمی شناسم و نمی دانم از چه خانواده ای است ، او دروغ می گوید و می خواهد</description>
<pubDate>Fri, 06 Jul 2012 15:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>اسلام آوردن یهودیان</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/9</link>
<description>مردی از امیر المومنین علی (علیه السّلام) پرسید خدا چه دارد و چه ندارد ؟ چه پیش او نیست و چه نمی داند ؟ حضرت فرمودند : اما آن چه ندارد شریک و چیزی که پیش او نیست ستم است و چیزی را که نمی داند ، گفته شما یهود است که عزیز را پسر خدا می دانید ، چون خداوند کسی را فرزند خود نمی شناسد . مرد چون این پاسخ ها را شنید گفت: به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد (ص) و ولایت شما گواهی می دهم. *** گروهی از یهود نزد عمر آمدند و گفتند : (( تو جانشین پیغمبری ، ما آمده ایم از تو</description>
<pubDate>Fri, 06 Jul 2012 14:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>جايگاه علي عليه السلام درهستي</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/8</link>
<description>معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد : يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است. يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه و لا فلكا يدور و</description>
<pubDate>Fri, 11 May 2012 15:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>تنهايي علي عليه السلام</title>
<link>https://zoolfagharali.blogfa.com/post/7</link>
<description>علي (ع) تنهاست! چه كسي تنها نيست؟؟ كسي كه با همه و در سطح همه است. كسي كه رنگ زمان به خود مي گيرد. احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نمي تواند سيرش كند. و لذا آنهمه ياران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است. هيچكدام از آنها در سطح او نيستند. مي خواهد دردش را بگويد، حرفش را بزند، گوش نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد.</description>
<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 14:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zoolfagharali</dc:creator>
<guid>zoolfagharali.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
</channel>
</rss>
